تبليغاتX
نظریه های جامعه شناسی - به سوی جامعه شناسی علوی "جامعه شناسی تفسیری عرفانی

نظریه های جامعه شناسی

شبکه علمی پژوهشی بررسی نظریه های جامعه شناسی در طول تاریخ و دوران معاصر

[ دکتر حسین تنهایی ]

ضرورت اجتناب نا پذیری و مشروعیت جامعه شناسی دینی و اسلامی را در جایی دیگر مقدمتاُبه بحث گرفته ایم .در چاپ اول همین کتاب و در دیگر مطالب منتشر شده در این زمینه ،بنا بر مشروعیت فوق ،از مکاتب جامعه شناسی وحدت وجود گرایی و یا چشم انداز تشیع عرفانی سخن داشته ایم و مبانی این چشم انداز را بر مبنای مفاهیم و چشم اندازهای جامعه شناختی حضرت مولی الموالی علی علیه اسلام ،یا اسلام علی (ع) به تفضیل در جایی دیگر بازگو نموده ایم .از آنجایی که آنچه نگارنده تحت عناوین جامعه شناسی وحدت وجود گرای و یا چشم انداز تشیع عرفانی آورده ام بر همان مبنای چشم اندازهای جامعه شناختی حضرت علی علیه السلام و اولاد و اوصیاء ان بزرگوار است ،منبعد برای اجتناب از نام ها و عناوین مطول و متفاوت ؛آنچه از این بزرگواران فراگرفته و یا زبان جامعه شناختی خود تفسیر ،توضیح و گسترش خواهم داد را تحت عنوان جامعه شناختی علوی یا " جامعه شناسی تفسیری-عرفانی"خواهم آورد .

تفاوت جامعه شناسی علوی و جامعه شناسی اسلام علی (ع) که در جلد سوم تاریخ اندیشه و نظریات جامعه شناختی با نام جامعه شناسی نظری اسلام آمد در این است که در جامعه شناسی نظری زمانی سعی خواهیم داشت با اتکا به اسلام علی (ع) و با استفاده از نظریات نزدیک موجود در جامعه شناسی تفسیری با تفسیر ،توضیح و گسترش این نظام در تکمیل نظریه ی جامعه شناسی شیعی –عرفانی اثنی عشری خویش همت گماریم ؛در صورتی که در شرح اسلام علی (ع) تنها به شرح نظریات ائمه معصومین اکتفا می کنیم .پس در این فصل سعی خواهیم داشت مبانی جامعه شناسی نظری-عرفانی که شاخه ای در گسترش کامل این مکتب را ،اگر مجال و نفس بود ،در مجلدی مستقل بیان خواهیم نمود .

این نکته نیز قابل ذکر است که مبانیئ که در در شرح اندیشه های جامعه شناختی اسلامی و تشیع عرفانی ،یا جامعه شناختی علوی ،مورد استفاده ،ما قرار گرفته ،قران ،کلام معجزه آسای حضرت حّق جّل جلاله ،و اندیشه و سلوک اهل بیت رسول الله (ص)،و یا به تعبیری کاملتر سنت و سیره ی چهارده معصوم صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین و اوصیای مخصوص و منصوب آنها بوده است .

1-هستی شناسی

بنیادهای تشیع عرفانی اثنی عشری :

1-1-این مکتب بنیان و جوهر حقیقی و اصلی هستی را ذات یگانه بی همتا می داند و جز او به هیچ وجود دیگری باور ندارد ،که حسین ابن علی علیه السلام فرمود "یا من لا یعلمه الا هو" ولی به فیض و فیضان ، و از سر رحمت ،از اسماءو صفات خویش ،گروهی را خلق و سپس توان معرفت خویش بخشید تا با تلاشی فردی و اجتماعی راه وصول و درک وحدت و یگانگی نخستین را از طریق پر ملال کثرت بازشناسند .این گروه انسان نام گرفت .

 2-1-پس دو جلوه از مقام هستی و وحدت وجود دارد :یکی جلوه ی ذات که تنها در مقام وحدت ،دریافتنی است ،و دوم جلوه صفات که در مقام کثرت و در اشکال گونه گون به تبع و در سایه تجلّی حق وجود بالضروره و بالتبع پیدا می کنند .

3-1-جلوه صفات و اسماء ،از آنجا که تجّلی است ،بر دانش گروه معرفت جو ،یا انسان ،به یکسره هویدا نمی شود ،چراکه در تجلّی ،مراتب انوار و درجات روشنی از لوازم منطقی است ،که حضرت حسین (ع) فرمود "یا من لا یعلم کیف هوالا هو؟ " .

4-1-پس انسان که در مقام کثرت خلق می شود و به این مقام "انس" می گیرد و علاقه مند به آن می شود به تدریج مقام وحدت و ریشه ی نخستین خویش را به طاق "نسیان می سپارد ،و این بنیان جدا افتادگی و از خود بیگانگی انسان را پدید می آورد ،حالتی که در جامعه زمانی پدید می آید که به قول حضرت علی (ع) زمان ظهور دجاّل باشد .

5-1-ولی از آنجایی که همه از "او" و همه از حق ،در حق و بسوی حق هستند ،و همه جا ،تنها اوست:فاینما توّلو افثم وجه اله و او ظاهر و باطن و اول و آخر است ،بنا بر این ،راهی در فطرت انسانی بسوی ،نور تجلی گشوده می شود تا در برابر "انس" به کثرت یا دنیا ،نسیان و فراموشی ریشه را در هم ریزد و به شاهراه درک حقیقت خویش آشنا شود .

6-1- پس حقیقت تاریخ انسان و جوامع انسانی در جدالی پیگیر میان جدل کثرت گرایی و وحدت گرایی ،نبرد ناسوت و لاهوت ،میان گرایش به ماده گرایی و خدا گرایی خلاصه می شود .فرم این جدل را در شکل "بخش الهی و بخش حیوانی "دانستن انسان دید و مولوی رحمه الله علیه ،آنرا از حدیث حضرت محمد صل الله علیه آله و سلّم که فرمود : "من غلب عقله شهوته فهو اعلی من الملائکه و من غلب شهوته عقله فهو ادنی من البهائم " .چنین تفسیر نمود که تاریخ در گرو همین جدال و مشروط به همین جدال مشروط به همین نبرد است :

تا کدامین غالب آید در نبرد             زین دو گانه تا کدامین بُرد نرد

7-1-پس هر اندازه انسان از انس و نسیان درگذرد با عقل بر شهوت چیره می شود و صفات و اسماء بیشتری برای او هویدا می گردد ،و شرایط نزدیکی و برگشت به مقام وحدت را باز می یابد .از این راه آدم شدن است ،که تنها در سایه رحمت و راهنمایی استادی ربّانی صورت می گیرد ؛که لکل قوم هاد .

8-1-پس انسان بقول فرم نه شرطی شرایط ،بلکه درگیر و در شرایط ،و بقول بلومر نه تحت تعیّن عوامل،بلکه در کنش متقابل با خویشتن و عوامل ،می تواند میان هر دو راه یکی را انتخاب کند .پس انسان برای آدمی شدن ،نیاز به معرفت و عمل به آن دارد ،و این کار از باب رحمت خداوند بر او ،،بنابر مسئولیت و انتخاب انسان ،ممکن و شدنی است .

بنابر این انسان آزاد و مختار است تا بنده هوا و عوامل سرکش شود و یا بنده ی خدا شده و راه تکامل از کثرت به وحدت را طی کند .انسان آزاد است تا بنده شود و هنگامیکه یکی از دو راه بندگی را پذیرفت ؛بنده ی شیطان یا بنده ی خدا ،ناگزیر و مجبور از ادامه راه می شود ،و این یکی از معانی "امر بین الامرین" است .آزادی و اختیار در تسلیم به امر حق و ولی خدا و یا تسلیم به طاغوت و شیطان .

پس انسان بدلیل داشتن "خود "و منش فردی و یا"شخص" بودن می تواند در برابر عوامل درونی و بیرونی قرار گرفته و خود راه خویشتن را برگزیند ؛او آزاد است و اختیار دارد که برگزیند،ولی به هر روی ناگزیر است تابنده شود ،بنده خدا،یا بنده امیال خویشتن و شورهای اجتماعی .یا بقول شریف حضرت عزیز :"ما راه را نمودیم خواه بپذیر،خواه عصیان کن "

9-1-پس جامعه شناسی نظری عرفانی در تعریف انسان و برای بیان آن وجودیکه ،از سوئی ،از دمش پاک روح حضرت یار بهر برد ،ففخت فیه من روحی ،ولی از سوئی دیگر پادر گلاب خاکدان زمین دارد

(منبع : مجله اینترنتی فصل نو)