نظریه کارکردی
جامعه سیستم ناشی از گروههای در حال تعاون
طبقه اجتماعی موقعیت هم سطحی از افراد که درآمد و شیوه زندگی یکسانی دارند که در اثر نقش های مختلف و انتظارات افراد و گروه ها ایجاد شده است
تغییر اجتماعی غیر قابل اجتناب در یک جامعه پیچیده،تا حد زیادی به خاطر مشارکت های مختلف گروههای مختلف
نظم اجتماعی از طریق جریان نهاد سازی و درونی کردن فرهنگ
ارزش ها اجماع روی ارزش های مشترک،جامعه را متحد می کند
نهادهای اجتماعی ارزش های مشترک و وفاداری را ترویج می کند،مانند مدارس و وسایل ارتباط جمعی که باعث وحدت جامعه می شود
قانون و دولت قوانینی را اجرا می کند که نشان دهنده وفاق ارزشی جامعه است
سطح تحلیل کلان
بنیان گذاران دورکیم،پارسونز و مرتن
موقعیت فرد اجتماعی شده برای تحقق کارکردهای اجتماعی
اساس کنش متقابل اجماع بر ارزش
تمرکز مطالعه نظم اجتماعی
سطح ساخت اجتماعی
نظریه تضادی
جامعه سیستمی نا استوار از گروه های مخالف
طبقه اجتماعی گروهی از مردم که در علایق اقتصادی و قدرت شریک اند،به خاطر موفقیت گروهی در استثمار دیگران به وجود آمده و توسعه یافته است
تغییر اجتماعی ضروری به خاطر اختلاف قدرت،قابل اجتناب از طریق نظم بخشی مجدد سوسیالیستی جامعه
نظم اجتماعی به وسیله اجبار سازمان یافته طبقات مسلط حفظ می شود
ارزش ها علایق متضاد جامعه را تقسیم می کند.سراب وفاق ارزشی به وسیله طبقات مسلط حفظ می شود
نهادهای اجتماعی ارزش های مشترک وفاداری را ترویج می دهند که ار امتیازات ویژه حفاظت می کند
قانون و دولت قوانینی را اجرا می کند که به وسیله طبقات مسلط برای حفظ امتیازاتشان تحمیل شود
سطح تحلیل کلان
بنیان گذاران مارکس،میلز و دارندروف
موقعیت فرد به واسطه ی قدرت،اجبارو سلطه شکل داده می شود
اساس کنش متقابل قدرت،تقابل و محدودیت
تمرکز مطالعه ساخت اجتماعی
سطح تغییر و تقابل اجتماعی
کنش متقابل نمادی
جامعه سیستمی از کنش و واکنش
طبقه اجتماعی افراد با موقعیت اجتماعی و ارتباط با یکدیگر
تغییر اجتماعی متاثر از موقعیت اجتماعی و ارتباط با یکدیگر
نظم اجتماعی درک مشترک از معانی و انتظارات
ارزش ها درک مشترک از معانی و انتظارات
نهادهای اجتماعی مفاهیم و معانی مشترک را ترویج می دهند
قانون و دولت قوانینی که مورد توافق کنشگران است
سطح تحلیل خرد
بنیان گذاران مید،کولی و گافمن
موقعیت فرد رابطه بین کنشگران
اساس کنش متقابل معانی مشترک
تمرکز مطالعه کنش متقابل
سطح از طریق نماد ها معنی می یابند و دنیای اجتماعی را از طریق کنش متقابل می سازند
مبانی جامعه شناسی (۱) :معرفی علم جامعه شناسی
به طور کلی علوم بر سه دسته اند :
۱. علوم مادی(غیرارگانیک) :با تکیه بر مطالعه مواد بی جان مانند زمین شناسی که سنگهای مختلف را بررسی میکند.
۲.علوم حیاتی(ارگانیک):با تکیه بر مطالعه ارگانیسم زیستی موجودات زنده مثل علم زیست شناسی.
۳. علوم اجتماعی (فوق ارگانیک): با تکیه بر مطالعات رفتاری واجتماعی بطوریکه رفتار جاری در جامعه را به عنوان یک کل بررسی مینماید تا شیوه ها وسبکهای کلی رفتار در یک منطقه در یک زمان ویک مکان خاص را روشن سازند.
واما مبحث وبلاگ حاضر ؛ مربوط به شاخه ای از علوم دسته سوم یعنی علم "جامعه شناسی "sociologyمی باشد.
اگر چه پیشرفت در علم جامعه شناسی به اندازه ترقی ها ی علوم دسته اول ودوم نیست اما میتوان گفت این علم ؛
در طی زمان پیشرفتهای چشم گیری کرده است و پیشرفت وتکامل آن هنوز هم ادامه دارد.
تعریف علم جامعه شناسی:
جامعه شناسی را میتوان به علمی تعریف کرد که محیط زندگی قوم یا ملت خاصی را با توجه به مرزها و حریم مشترک آن به صورت یک کل از لحاظ رفتاری و فر هنگی مطالعه مینماید تا اینکه شیوه های مسلط رفتاری بر فرهنگ وعادات و رسوم یک کل فرهنگی- آرمانی را مشخص کرده ومورد مطالعه قرار دهند.این علم دارای شاخه های متعدد وبسیار گسترده ای همچون : جامعه شناسی روستایی. جامعه شناسی دینی. روانشناسی اجتماعی و... میباشد.
مبانی جامعه شناسی (2): مهمترین مفاهیم کاربردی در علم جامعه شناسی :
۱. فرهنگ و واژگان مرتبط با آن مانند:
فرهنگ پذیری : همان جریان اجتماعی شدن ما انسانها از ابتدای تولد تا لحظه مرگ که توسط فراگیری مفاهیم فرهنگی واجتماعی از ساده ترین رویه های زندگی گرفته تا پیچیده ترین روشهای زیستن میباشد.
فرهنگ آرمانی یا فرهنگی که باید موجود باشد تا جامعه بقا یابد اما ممکنست تحقق نیابد و فرهنگ موجود یعنی فرهنگی که درست یا نادرست ؛ به هرحال بر زندگی کنونی یک جماعت از مردم مسلط است و همه از آن پیروی میکنند.
واپس مادندگی فرهنگی : اینکه در جریان تحول فرهنگها بخش یا بخشهایی از فرهنگ دست نخورده و بصورت سنتی وپیشین خود باقی بمانند.
واپس گرایی فرهنگی : بدان معنا که پس از یک دوره نو گرایی و تجدد طلب ؛ جامعه باز هم متوجه فرهنگ سنتی خود شود واین میتواند به دلایل متعددی همچون مشکلاتی باشد که تهاجم فرهنگی از طرف بیگانگان ایجاد کرده است.
سازمان فرهنگی ؛ نهاد فرهنگی ؛ دگرگونی فرهنگی ؛ ضدفرهنگ و.......
۲. مفهوم هنجار و مفاهیم وابسته به آن :
ارزشها : احساسات مشترک یک ملت. آداب ورسوم :شیوه های عملی مورد احترام برای یک ملت. عرف :که قوانین بخشی از عرف هستند. وعرف یعنی ویژگیهای معنادار رفتار هر قوم.
۳. مفهوم نقش و مفاهیم منشعب از آن مانند فشار نقش. تعارض نقش و...
۴. گروه ها : مانند گروهای اولیه. گروههای ثانویه
۵. نهاد ها :مانند نهادهای اولیه. نهاد های ثانویه
نکته بسیار مهم :
مفهوم نهاد با مفهوم گروه تفاوت زیادی دارد. گروه یعنی اجتماعی که انسا ن در آن عضو میشود و آن دو نوع است : اولیه. ثانویه. گروهای اولیه گروهایی هستند که انسان در مراحل اولیه زندگی پیش از ورود به نهاد های رسمی همچون مدرسه با آنها تماس پیدا میکند وابتدایی ترین شیوه های رفتار را از انها می آموزد مثل خانواد ه یا گروه همسالان. گروهای ثانویه هم عبارتند از مدرسه. دانشگاه. محیط کار. اما نهادها نظامهایی از این الگوهای پیش آموخته اجتماعی شدن هستند که این الگوهار ا تحت حمابت خود بسط وتوسعه میدهند. نهاد ها برای بر آوردن نیازهای گوناگون اعضای جامه بنا شده اند مثل نهاد آموزشی که شامل مدرسه. دانشگاه و... میشود.
منبع:نقد نظریه های جامعه شناسی (وبلاگ سوشیال سنس)